سلام
بعد یه مدت طولانی برگشتم ،البته مقصر اصلی هم من نبودم ،کلا ایتاها متحول داشت می شد که با تحولاتش یه خورده رو وبلاگ تاثیر گذاشته بود ...آخیش مقصری پیدا شد که بار گناه رو بزارم رو دوشش
از امروز به بعد می خوام قسمت "دست نوشته من " رو رونق بدم و برای دل خودم هم که شده ،یه خورده درد و دل کنم ،تا به قولی سبک بشم!
گاهی یه دوست کاری میکنه که دلت بدجوری واسه ی دشمنت تنگ میشه…..!!!!!!!
این جمله رو چند وقت قبل در وب گردیهایی که داشتم ،پیدا کردم ،خیلی زیبا گفته ،اولش برام در حد یه جمله معنادار بود ،اما الان که دارم فکر می کنم واقعا بعضی اوقات حوادثی پیش میاد که دلت بدجوری برا دشمنات تنگ میشه!مثل الان من ،تا چند ساعت قبل چنان اعصابم خرد شده بود که از شدت ناراحتی اگه یه جا دنج پیدا می کردم ،باور کنید های های گریه می کردم ،خیلی سخته وقتی بفهمی دوستانت اون چیزی نبودند که در باورت می گنجید!
این چند ماه که گذشت برام ،کتاب قطوری از پند و اندرز بود ،دنیایی که سرشار از خوشیها و نا خوشیها بود ، اطرافم را آدمایی گرفته بود که یاد بعضیهاشون ،لبخند بر لبانم میاره و یاد بعضی دیگر تلخ است و نفرت انگیز !
بعضی آدما تنها لباس زهد بر تن می کنند ،باطنشان عاری از هرنوع زهد و پاکیزگی است ،سرشار از دروغ و نیرنگ می باشند،فکر کردن به این افراد تنفرانگیز و سراسر خشم است برایم ،گروهی دیگر افرادی ساده و بی غل وغش ،که در کنار آنها بودن سراسر شور است و تجربه !
نمی دونم از کجا بگم و از چی شروع کنم ،تنها اینو می دونم که انسان گاهی باید چشمانش را ببندد و برود ، لام تا کام حرفی نزند ... گاهی شنیدن واقعیت برای دیگران از تنباکو هم تلخ تر است ، گاهی نیش زبون دوستان ،از زخم شمشیر دردناک تر است ،گاهی پشت کردن به تمام آنچه که زندگی ات بودند سخت و دردناک است ،اما اینو به یقین میگم ،گاهی ماندن از رفتن سخت تر است!
تصور اینکه بفهمی بهترین و حساس ترین اوقات زندگی ات را در نقطه ای به هدر دادی ،که حتی فکر کردن به آن برایت سخت است ،از درون خردت می کند !
الان که به عقب برمی گردم ،تنها یک چیز منو آرام می کند واون نیت من است که خیر بود ،اما خیریه اش ، خیر نبود!!!
ای کاش همون لحظه اول که حدیث ها شروع شد می رفتم ،یعنی تصمیم گرفتم که بروم ولی دلم مانع شد ، امروز تو ماشین نشسته بود که گوینده رادیو یه حرفی زد خیلی به دلم نشست اون جمله این بود :"هر آنچه ديده بيند دل كند ياد "به فرموده امام علی (ع):قلب، كتاب چشم است.- آنچه چشم بنگرد در قلب نشيند- به راستی گاهی اوقات باید چشم را بست تا دل بهونه گیری نکند ،تا پاهایت سست نشود ،تا قلبت بر عقلت حاکام نشود،تا در تله و نیرنگ زیبایی دنیا گیر نیافتی!!! تا نادم از بی قراری دلت نشوی!!! تا دلت به تو نگوید ،اطرافیانت خوبند ،تو پندارت بد است ،تا عقلت را به چالش نکشی ...
فکر کنم برا امروز کافی باشه ،عمری بود براتون ادامه میدم ....